
خیلی سخته کسی دوست داشته باشی و اون اصلا ندونه کاش اصلا ندیده بودمت کاش تو رو به خیال نمیاوردم کاش همان لحظه جان داده بودم نمیدونم چرا تا تو رو دیدم دل از کنم بیرون رفت و عنان اختیار از دست دادم انگار که سالهاست مرده ام هیچ کس مرا به یاد رنجور خویش نمیاورد چقدر دور افتاده ام چقدر زود گم شده ام کاش همان لحظه دلم را از سینه بیرون می آوردم و چون دستمالی دور می انداختم هیچ کس نفهمید من عاشقم حتی.....!

هميشه بياد داشته باش تا به فراموشي بسپاري آنچه را که اندوهگينت مي سازد،
اما هرگز فراموش مکن بياد داشته باشي آنچه را شادمانت مي سازد

آرزوی آغوش گرمی را دارم كه مرا در آغوش خود بگيرد و در آغوشش با من با صدای
آهسته درد دل كند و ای كاش آن آغوش ، آغوش گرم تو بود!
آرزوی يك بوسه را دارم ، بوسه ای از سوی يك لب سرخ ، از سوی كسی كه زندگی
من است و با تمام وجود دوستش دارم ، كاش و ای كاش آن بوسه از سوی تو بود.
آرزوی پرواز را دارم ، پرواز از اين سرزمين بی محبت ، ميخواهم سفر كنم ، سفر به
سوی سرزمين خوشبختی ها و كاش همسفری بود و آن همسفر من تو بودی!
آروزی شنيدن صدای نفسهايت را دارم ، كاش فاصله ای نبود و كاش ما در كنار هم
بوديم تا صدای نفسهای گرمت را احساس كنم ، كاش مرزی نبود بين ما و ای كاش اگر
هم مرزی بود آن مرز تو بودی!
آرزو دارم دست درون موهايت كنم و برايت در يك شب عاشقانه آواز لالايی را بخوانم ،
كاش همبستری بود و آن همبستر من تو بودی!
آرزو دارم حتی از دوردست ها نيز چهره ات را ببينم ، اما !
ای يار بعد از سفر كردنت همه چيز برايم يك رويا شده است و ديدنت برايم يك آرزوی
بزرگ !
ای يار مرا در اين سرزمين سوت و كور و بی مهر آرزو به دل نشاندی.
تو مرا تنها گذاشتی و خودت نيز با تنهايی خودت سوختی و ساختی !
آرزو دارم دوباره بيايی و تمام آرزوهايم را زنده كنی عزيزم!
آرزو دارم دستانت را در دست بگيرم ، و تو را در آغوش خود بگيرم و بر لبانت بوسه
بزنم و بگويم كه خيلی دوستت دارم عزيزم ، و ای كاش ای آرزوی من آن آرزوهای من
همه تو بودی تا ديگر نه آرزويی داشتم و نه ديگر رويايی را در سر داشتم

با من چه بايد بكني كه به ميله هايم . به فضاي تنگم . به ديواره ها . آن چنان
مانوسم كه اگر در بگشايي پر نخواهم زد ؟ بال هايم چيده نيست . پايم به چيزي
بسته نيست كه نيازي به اين همه نيست . در من خاطره ي درخت مرده است
ابي رنگ امسال نيست و واژه اسمان مرا ياد هيچ چيز نمي اندازد
من صحنه را سال هاست ترك كرده ام...




