کوچه های بی کس
کوچه ای با دیوارهای کاه گلی . درختانی با قامت بلند با شولای عریانی . با هر وزش باد پاییزی برگی از درخت پایین میاد . سوزی سرد می وزد . جوانی با گامهای خسته .آهی در دل ، کوله باری از گذشته ای تلخ ، حالی دردناک ، آینده ای مبهم در کوچه بی کسی به راهش می نگرد . راهی که امتداد آن بی کسی است و انتهای آن تنهایی و غم . آیا تو از دلش خبر داری ؟ نه ؟ شاید درد جوانک قصه من این است که کسی از دلش خبر نگرفت یا اگر گفت گوش شنوایی نبود برای شنیدن .پاهایش خسته است و بر زمین کشیده میشود .باد سرد پاییز هم به شدت به صورتش می کوبد انگار می خواهد از او انتقام بگیرد ولی به کدامین گناه ؟
جوانک من حتی سرش را برای اعتراض بلند نکرد . چون او زاده درد است .درد با او متولد شد . بی خود می کوشی او را از پای در بیاوری ............
هنوز صدای خش خش برگهای زرد پاییز در زیر پایش وقتی تو کوچه های بی کسی می رفت تو ی گوشم مانده است . صدایی که برای من بهتر از هر ترانه ای است . صدای درد . کو گوشی که این ترانه ها رو بشنود ؟
من هم به دنبالش میروم تا همیشه این صدا در گوشم بماند
*********
وصیت نامه من
قبر مرا نيم متر کمتر عميق کنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديکتر باشم.
بعد از مرگم، انگشتهاي مرا به رايگان در اختيار اداره انگشتنگاري قرار دهيد.
به پزشک قانوني بگوييد روح مرا کالبدشکافي کند، من به آن مشکوکم!
ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاري کنند.
عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب يا گاز از داخل گور اينجانب کيدا ممنوع است.
بر قبر من پنجره بگذاريد تا هنگام دلتنگي، گورستان را تماشا کنم.
کارت شناسايي مرا لاي کفنم بگذاريد، شايد آنجا هم نياز باشد!
مواظب باشيد به تابوت من آگهي تبليغاتي نچسبانند.
روي تابوت و کفن من بنويسيد: اين عاقبت کسي است که زگهواره تا گور دانش بجست.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنيد!
کساني که زير تابوت مرا ميگيرند، بايد هم قد باشند.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهيد.
گواهينامه رانندگيم را به يک آدم مستحق بدهيد، ثواب دارد.
در مجلس ختم من گاز اشکآور پخش کنيد تا همه به گريه بيفتند.
از اينکه نميتوانم در مجلس ختم خودم حضوريابم قبلا پوزش ميطلبم.
به مرده شوي بگوييد مرا با چوبک بشويد چون به صابون و پودر حساسيت دارم.
چون تمام آرزوهايم را به گور ميبرم، سعي کنيد قبر مرا بزرگ بسازيد که جاي جسدم باشد
زمان طولاني ميشه واسه اونايي که غصه دارن . کوتاه
ميشه واسه اونايي که شادن .دير ميگذره براي اونايي
که منتظرن .زود ميگذره براي اونايي که عجله دارن
. اما ...... اما ابدي ميشه براي اونايي که عاشقن
.
من چه عاشقانه تو را خاستم ، چه صادقانه با تو ماندم ، و چه شاعرانه برايت اشک ريختم و تو پايت را روي قطره هاي اشک من گذاشتي و بيچاره اشک که در شيار پاي تو له شد و من باز هم تو را خواستم . ديگر غرور براي من بي معني است

را تو کوير سينه کاشتم
*********************
چقدر سخته تو چشمهاي کسي که تمام عشقت رو دزديده وبه جاش يه زخم هميشگي رو قلبت
هديه داده زل بزني وبه جاي انکه لبريز از کينه و نفرت بشي،حس کني هنوزم دوسش داري.
چقدر سخته توخيالت ساعت ها باهاش حرف بزني اما وقتي ديدش هيچ چيزي به جز سلام نتوني
بگي..... چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه هاتو خيس کنه، اما مجبور باشي
بخندي تانفهمه هنوزم دوسش داري

به عشق گفتم : تا تورو دارم تنها نیستم منو تنها گذاشت و
رفت... به احساس گفتم : تا تورو دارم تنها نیستم منو
تنها گذاشت و رفت... به وفا گفتم : تا تورو دارم تنها
نیستم اونم منو تنها گذاشت و رفت... ولی وقتی به تنهایی
گفتم : تا تورو دارم تنها نیستم موندو همدم و مونسم شد
آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من امده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان اوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم


