اين روزا عادت همه رفتن و دل شکستنه
درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه
اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه
گرد رو آينه ها فقط غم زندگيه
اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه
مشکل بی ستاره ها يه کم ستاره چيدنه
اين روزا کار گلدونا از شبنمی تر شدنه
آرزوی عاشقا يه شب کبوتر شدنه
اين روزا کار آدما دلای پاک بردنه
من از انتهای زمان آمده ام
از آنجا که هیچ آغازی نیست .
من از انتهای سکوت آمده ام
از آنجا که هیچ نجوایی گوش را نمی نوازد .
من از انتهای شب آمده ام
از آنجا که هیچ نشانی از خورشید نیست .
من از انتهای تاریکی آمده ام
از آنجا که هیچ امیدی به نور نیست .
من از انتهای غم آمده ام
از آنجا که لبخند معنا ندارد .
من از انتهای تنهایی آمده ام
از آنجا که هیچکس مرا نمی شناسد .
من از انتهای بی رنگی آمده ام
از آنجا که هیچ اثری از رنگین کمان نیست .
من از انتهای غربت آمده ام
از آنجا که هیچ صدای آشنایی مرا نمی خواند . . .
هميشه فكر مي كردم اگه يه روز نباشي مي ميرم ....... اما من نمردم
من داغون شدم ........ خيلي دلم مي خواد بگم فراموشت كردم ......
ولي واقعيت اينه كه نمي تونم فراموشت كنم . خيلي دلم مي خواد
ببينم ولي از وقتي كه رفتي چشمام خيسه و خواب به چشمام
نمياد . يادته اشكامو پاك مي كردي ؟؟؟؟ مي خوام بخوابم خوابتوببينم
.........اشكامو پاك مي كني ؟؟؟؟
خداحافظ همین حالا، همین حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که، بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگین، به یاد اون همه تردید به یاد آسمونی که، منو از چشم تو میدید؛ اگه گفتم
خداحافظ، نه اینکه رفتنت ساده ست نه اینکه میشه باور کرد، دوباره آخر جاده ست؛ خداحافظ
واسه اینکه، نبندی دل به رویاها بدونی بی تو و با تو، همینه رسم این دنیا

بگم یا ازآرزوهای محال عشقی که من به تو دارم همیشه موندگاره اما رسیدن به تو
آرزوی محاله تو بمون با دل خوشیهات من میمونم با دلواپسیهام ... تو بمون با عشقه
همیشه موندگار من میمونم با آرزوهای محال
بايد صبر کند. براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود:
اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است. براي بار
سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير
تخته سنگ جواني را مرده يافتم...
شکسته ام۰ اگر زندگی خروش جویبار است سالهاست که من در چشمه ی جوشان زندگی
جوشیده ام اما این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی وفاست زندگی به من آموخت
که چگونه اشک بریزم اما اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم
اگه..... دوباره تو رو ديدم!چي بگم؟
دستاتو تو دستام" بگيرم؟
اگه..... بازم چشمام چشماتو ديد؟
يا حتي واسه يه بارم كه شده!
صدات تو گوشه من پيچيد!
اگه..... هوس كني با من باشي؟
مثل قديما" بخواي كنار من باشي!
اگه..... شبا به ياد من بخوابي؟
يا بگي بدون من" بيخوابي!
اگه..... بغضت با ديدنم شكست؟
دونه دونه اشك" روي گونهات نشست؟
اگه..... عشقو تو نگات ديدم؟
بگي به خدا" اين بار واقعاًً عاشقم؟
اگه.....بگي تو رو ميخوام؟
بدون تو خيلي تنهام؟
اگه.....بهم بگي دوستت دارم؟؟
چه جوري بايد اينو باور كنم؟؟؟؟
اگه.....دوباره تو رو ديدم"چي بگم؟!!
تو كه گفتي غرورتم نميشكني واسه دلم؟!
بعضی وقتا با اینکه دورو برت شلوغه بازم احساس تنهایی میکنی
تنهاتر از تنها
بعضی وقتا هست که داریم تاوان کاری رو میدیم که نکردیم و این خیلی درداوره
این روزا نفس کشیدن هم برام سخته
خیلی سخت
ولی هیچکس مو قعیت منو درک نمی کنه
انگار نه انگار که من دارم تو این فشار روحی اب میشم ولی
برای دیدن فال خود کافیست اول در دل نیت کنید سپس انگشت یا ماوس خود را بروی یکی از دایره ها بگذارید .

|
|
اگه يه روزي اومد که ديدي همه دنيا دوست دارن بدون يکيشون منم
......اگه يه روزي اومد که ديدي هزار نفر دوست دارن بدون يکيشون منم ......
اگه يه روزي اومد که ديدي صد نفر دوست دارن بدون يکيشون منم ......
اگه يه روزي اومد که ديدي فقط ده نفر دوست دارن بدون يکيشون منم ......
اگه يه روزي اومد که ديدي فقط يه نفره که دوست داره يقين داشته باش که اون يکي منم .....
اگه يه روزي اومد که ديدي ديگه هيچکس دوست نداره ......بدون که من مرده ام......

تاریکی را دوست دارم
اگر تو شمع باشی
تنهایی را دوست دارم
اگر در کنارم باشی
تو را دوست دارم
اگر دوستم داشته باشی
قلبت از غصه خون نیست اونکه گذاشتو رفت: یه روز سرش به سنگ میخوره برمیگرده
دیگه صداش نکن: بذار خودش بیاد دنبالت بگرده دیگه گریه نکن: آخه اشک تو باعث
شادی اونه دیگه به پاش نسوز: آخه اون واسه تو دیگه دل نمیسوزونه اگه میخواست
میموند: حالا که رفتو غصش رفته ز یادم اگه پیشم میموند: دیگه جز اون به هیشکی دل
نمیدادم
به تو گفتم که مرا چقدر دوست داری و تو در جواب من گفتی
به اندازه تمام ستاره های آسمان ولی کاش هیچ وقت آسمان ابری نبود
اگه يه روزي اومد که ديدي هزار نفر دوست دارن بدون يکيشون منم
اگه يه روزي اومد که ديدي صد نفر دوست دارن بدون يکيشون منم
اگه يه روزي اومد که ديدي فقط ده نفر دوست دارن بدون يکيشون منم
اگه يه روزي اومد که ديدي فقط يه نفره که دوست داره يقين داشته باش که اون يکي منم
اگه يه روزي اومد که ديدي ديگه هيچکس دوست نداره ......بدون که من مرده ام......

به من می گفت آنقدر دوستت دارم که اگه بگی بمیر می میرم
باورم نمی شد
فقط یک امتحان ساده بود
به او گفتم : بمیر
سالهاست که در تنهایی به سر می برم
کاش امتحان نمی کردم




