تبليغاتX
تنهايي را دوست دارم، زيرا بي‌وفا نيست، تنهايي را دوست دارم، زيرا عشق دروغين در آن نيست، تنهايي را دوست دارم، چون بارها تجربه كردم، تنهايي را دوست دارم، چون خدا هم تنهاست، تنهايي را دوست دارم... در تنهاترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشتي . الهي تنهاترين تنها كست در تنها ترين تنهاييت تنهاي تنهايت گذارد. تنهایی یک تبسم



دلم گرفته...
دلم گرفته...


دلم عجيب گرفته...


و هيچ چيز نه اين شقايق خوشبو كه روي شاخه نارنج مي شود خاموش


نه اين صداقت حرفي كه در سكوت ميان دو برگ اين گل شب بوست


            نه هيچ چيز مرا از هجوم خالي اطراف نمي رهاند...

       

خدایا

دلم آتش مي گيرد از نامردميها ... از بي عشقيها .. از نگاههاي سرد در كنار آغوشهاي گرم ....

 دلم .. دلم ... آخ كه دلم چه واژه تكراريست !كاشكي هميشه .. هر روز سال بهار بود ...

 كاشكي دلهاي شكسته را راه فراري بود و اصلا كاشكي كسي دلش نمي آمد دلي را بشكند و

 كاشكي كلمه كاشكي اصلا نبود ! گله ... گله ... شكوه .. اسارت ذهن و شلاق احساس گناه...

 خدايا در لحظاتي كه تنهايي و بي لذتي وجود مرا احاطه مي كند   ... مرا در برهوت سؤالات

 بي پايان رها مكن ... چون هميشه دستگيرم باش و مرا از خويش برهان كه زهر «‌من » تو را

 از من خواهد گرفت اگر نگاهم نكني مرا نزد خويش بخوان و به من ياد بده معني عشق چيست؟


زنده ام به عزت خويش و نمرده ام به خاطر رحمت تو و پيوسته صدايي در من فرياد مي زند

فردا روز ديگريست هر چند كه صدا غمگينانه باشد


 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/05/07ساعت 0:6 قبل از ظهر  توسط غریبه تنها  | 



من هنوزم دوستت دارم

دفترخاطراتمو، وا میکنم به یاد تو
درمیارم ازآلبومم عکسای یادگاریتو
عکساتو هی می بوسمو ، زل می زنم به دفترم
عشق تو مونده در دلو ، فکر تو مونده درسرم
من هنوزم دوستت دارم

زنجیرقفل یاد تو ، ازدل من وا نمی شه
طفلکی قلب عاشقم ، فکرته هر جا همیشه
بعد تو روزگار من ، خیلی به سختی میگذره
فکرنکن عاشقت یه روز ، عشق تو ازیاد می بره

من هنوزم دوستت دارم
کاش خونه قلبمو باز ، بیای چراغونی کنی
کاش تو حصار زندگیت ، بازمنو زندونی کنی
کاشکی بیای مثل قدیم ، دست تو دستام بذاری
قول بدی این بار که بیای ، باز نری تنهام بذاری
من هنوزم دوستت دارم
من هنوزم دوستت دارم

عشق رو گرفته تفرقه ...

عشق رو گرفته تفرقه
سفر ميره بي بدرقه

تكليف روياهام چي شد
دست تو بود بي دغدغه

عاشقي اما نداره
جنون كه حاشا نداره

از همشون عاشق ترم
اين ديگه دعوا نداره

ساده نميشه تو رو داشت
بايد پيشت ستاره كاشت

ماهو بايد از آسمون
رو طاق چشمون تو گذاشت

من از تو دل نمي كنم
عاشق ترينشون منم

سازه مخالف رو بزن
من ولي دم نميزنم

عشق یعنی ...

عشق يعنی مستی و ديوانگی
عشق يعنی با جهان بيگانگی

عشق يعنی شب نخفتن تا سحر
عشق يعنی سجده ها با چشم تر

عشق يعنی سر به دار آويختن
عشق يعنی اشک حسرت ريختن

عشق يعنی در جهان رسوا شدن
عشق يعنی مست و بی پروا شدن

عشق يعنی سوختن يا ساختن
عشق يعنی زندگی را باختن

* * *

عشق يعنی انتظار و انتظار
عشق يعنی هرچه بينی عکس يار

عشق يعنی ديده بر در دوختن
عشق يعنی در فراقش سوختن

عشق يعنی شعله بر خرمن زدن
عشق يعنی رسم دل بر هم زدن

عشق يعنی لحظه های التهاب
عشق يعنی لحظه های ناب ناب

عشق يعنی با پرستو پر زدن
عشق يعنی آب بر آذر زدن

* * *

عشق يعنی سوز نی ، آه شبان
عشق يعنی معنی رنگين کمان

عشق يعنی شاعری دل سوخته
عشق يعنی آتشی افروخته

عشق يعنی با گلی گفتن سخن
عشق يعنی خون لاله بر چمن

عشق يعنی ديده بر در دوختن
عشق يعنی در فراقش سوختن

عشق يعنی يک تيمّم، يک نماز
عشق يعنی عالمی راز و نياز

* * *

عشق يعنی چون محمد پا به راه
عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه

عشق يعنی بيستون کندن به دست
عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست

عشق يعنی همچو من شيدا شدن
عشق يعنی قطره و دريا شدن

عشق يعنی يک شقايق غرق خون
عشق يعنی درد و محنت در درون

عشق يعنی يک تبلور يک سرود
عشق يعنی يک سلام و يک درود

عشق ،
آمدنی بود  نه  آموختنی .
 



+ نوشته شده در  جمعه 1385/05/06ساعت 11:56 بعد از ظهر  توسط غریبه تنها  | 




يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش