تبليغاتX
تنهايي را دوست دارم، زيرا بي‌وفا نيست، تنهايي را دوست دارم، زيرا عشق دروغين در آن نيست، تنهايي را دوست دارم، چون بارها تجربه كردم، تنهايي را دوست دارم، چون خدا هم تنهاست، تنهايي را دوست دارم... در تنهاترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشتي . الهي تنهاترين تنها كست در تنها ترين تنهاييت تنهاي تنهايت گذارد. تنهایی یک تبسم



عشقعشق من
+ نوشته شده در  شنبه 1385/03/27ساعت 0:57 قبل از ظهر  توسط غریبه تنها  | 



Image hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  شنبه 1385/03/27ساعت 0:30 قبل از ظهر  توسط غریبه تنها  | 



g
+ نوشته شده در  شنبه 1385/03/27ساعت 0:20 قبل از ظهر  توسط غریبه تنها  | 



تبسم

تبسم تو

+ نوشته شده در  شنبه 1385/03/27ساعت 0:13 قبل از ظهر  توسط غریبه تنها  | 



+ نوشته شده در  جمعه 1385/03/26ساعت 11:51 بعد از ظهر  توسط غریبه تنها  | 



همیشه به یاد داشته باش....

تابه فراموشی بسپاری

آنچه را که اندوهگینت می سازد

اما.....

هرگز فراموش مکن

به یاد داشته باشی

آنچه را که شادمانت می سازد

@$@$@$@$@$@$@$@

بنشین

مرو

صفای تمنای من ببین

امشب چراغ عشق در این خانه روشن است

جان مرا

به ظلمت هجران خود مسوز

بنشین

مرو

مرو که نه هنگام رفتن است...

$#$#$#$#$#$#$#$#$#$#

گاهی سخته گفتن آنچه درون ماست

گاهی سخته قبول آنکه عاشق شدی

خدایا دیگر طاقت دوری وانتظارم نیست

اگر باز هم...اگر باز هم......

قلبم خسته است..خسته تازه التیام یافته

آخر مگر تا کی کجا.....

می توان این قلب خسته را وصله کرد؟؟؟؟؟

روزی می رسد که دیگر وصله ای برآن نتوان کرد

آن وقت چه کنم خدایا...؟

می دانی که با توام

باتویی که تو غربت دلت گرفته

حرفایت دلم را لرزاند چون قدیما.....

اشک مریز ....گریه نکن....

با تو هستم و می مانم در کنارت

______________________

+ نوشته شده در  جمعه 1385/03/26ساعت 10:46 بعد از ظهر  توسط غریبه تنها  | 




يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش