نظر فراموش نشه عکسها رو می بینی
زندگی در عشق است نظر بیدن تا عکسهای زیبا براتون اپدیت کونم
اگه دست روزگار گلاي ما رو نمي چيد
حالا قصه با وصالشون به آخر مي رسيد
ولي روزگار ما هميشه عادتش اينه
خوبا رو كنار هم مي ياره ، بعدم مي چينه
كاش دلايي كه هنوزم مي تپن واسه بهار
در امون بمونن از بازياي تلخ روزگار

هرکس نظر داد به اسم اون یه شعر ویه عکس می گذارم
من نمي خوام فكر كني كه عاشقيم يه حرفه
يه كم اگه نباشي آب مي شه ، مثل برفه
دلم مي خواد بدوني دلم مث يه درياس
به وسعت نگاهت ، عميق و خيس و ژرفه
دختري خوابيده در مهتاب
چون گل نيلوفري بر آب
خواب مي بيند
خواب مي بیند كه بيمار است دلدارش
وين سيه رويا شكيب از چشم بيمارش
باز مي چيند
مي نشيند خسته دل در دامن مهتاب
چون شكسته بادبان زورقي بر آب
مي كند انديشه با خود
از چه كوشيدم به آزارش ؟
وز پشيماني سركشي گرم
مي درخشد در نگاه چشم بيدارش
روز ديگر
باز چون دلداده مي ماند به راه او
روي مي تابد ز ديدارش
مي گريزد از نگاه او
باز مي كوشد به آزارش
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوست دارم تكراريه ، خيلي بهت نياز دارم
قلبمو با هر چي توشه ، واست ، تو نامت مي ذارم
اگه دوسم داشتي كه هيچ ، فقط رو نامه دس بكش
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بيا كه بر سر آنم كه پيش پاي تو ميرم
ازين چه خوش ترم اي جان كه من براي تو ميرم
ز دست هجر تو جان مي برم به حسرت روزي
كه تو ز راه بيايي و من به پاي تو ميرم
بسوخت مردم بيگانه را به حالت من دل
چنين كه پيش دل دير آشناي تو ميرم
ز پا فتادم و در سر هواي روي تو دارم
مرا بكشتي و من دست بر دعاي تو ميرم
يكي هر آنچه تواني جفا به سايه ي بي دل
مرا ز عشق تو اين بس كه در وفاي تو ميرم
ــــــــــــــــــــــــــــ
در ميان گامها تقسيم كرد
كاش مي شد با نگاه شاپرك
عشق را بر آسمان تفهيم كرد
كاش مي شد با دو چشم عاطفه
قلب سرد آسمان را ناز كرد
كاش مي شد با پري از برگ ياس
تا طلوع سرخ گل پرواز كر
ــــــــــــــــــــــــــــــ
جسم من در بند است
دربند کوتاهی افکارجهان
که در آن جز جنگ و جدال
جز آهن و سرب نیست
نگاهم اسیر است
اسیر آب روان
که می گذرداز گذرگاه زمان
صدایم کوتاه است
به کو تاهیه ی عمر ثانيه ها
و نگاه گذرای ستاره ها
اما
ذهنم آزاد است
مثل پروانه ای در اوج هوس
مثل دریا در اوج جهان
و من تنها به ذهنم می نگرم
آخرین ذرات موندن توی رگهام نمی میره
بااو انگار توبهشتم باتو پرسعادت ام من
دیگه ازمرگ نمی ترسم
عاشق شهامت ام من
اگه روحصیر بشینم
اگه هیچ نداشته باشم
باتومن مالک دنیام
باتودر نهایت ام من
باتو
انگارتو بهشتم
با توپرازسعادتم ام من
دیگه از مرگ نمی ترسم
عاشق شهامت ام من
________________________
با توشاه ماهیتو دریام
بی تومرگ موج تو ساحل
با تو شکل حماسه
بی تو یک کلام باطل
بی تو من هیچی نمی خوام
ازاین عمریکه دوروزه
نرو.. تا غم واسه قلبم پیرهن عذا بدوزه با توانگارتوبهشت ام.________________________________
همیشه به یاد داشته باش
تابه فراموشی بسپاری
آنچه راکه اندوهگینت می سازد
اما.......
هرگز فراموش مکن
به یادداشته باشی
آنچه راکه شادمانت می سازد
آنانکه که آفتاب راه
به زندگی دیگران ارزانی می دارند
نمی توان خوداز آن بی سبره باشند
____________________________
وقتی که شعله ظلمغنچه های لبهای توراسوخت
چشمان سردمن
درهای کوروفروبسته شبستان عتیق دردبود
بایدمی گذاشستن خاکسترفریادمان رابه همه جابپاشیم
بایدمیگذاشتن غنچه قلبمان رابرشاخه های
عشق بزرگتر به شکوفانیم
باید می گذاشتن سرمای اندوه من آتش سوزان لبان توراافروشاند
تاچشمان شعله وارتو قندیل خاموش شبستان مرابرافروزد
________________________________
چند نکته پند آموز
1
روزتولد دیگران رابه خاطرداشته باشحداقل سالی یک بارطلوع آفتاب را نگاه کن
برای فردایت برنامه ریزی کن
ازعبارت (متشکرم )زیاد استفاده کن
نواختن یک آلات موسیقی رایاد بگیر
زیردوش آب برای خودت آواز بخان
برای هر مناسبت کوچکی جشن بگیر
روزتولدت یک درخت بکار
دوست جدیدپیدا کن اما قدیمیها رو از یاد نبر
راز دار باش
فرصت لذت بردن از خوشی هایت را به بعد موکول نکن
به دیگران متکی نباش
اشتباهایت رابپذیر
به کسی کنایه نزن.
___________________________________________________________________
ما چقدر دیر متوجه می شویم که زندگانی وحیات
یعنی همان دقایق وساعاتی که هر روز تند
گذشتن آنرا خواستار بوده ایم
زندگی صفحه رنگین ریاست همه مشتاق به ان مینگریم
عاقبت در ده تقدیر چو باد روزی از لاشه خود میگذریم
زندگی زیباست ای زیبا پسند زنده اندیشان به زیبایی رسند
انقدر زیباست این بی بازگشت کز برایش میتوان از جان گذشت
در جوانی ناله کردم هیچ کس یادم نکرد
در قفس جان دادم صیاد آزادم نکرد
من نخواستم که آزادم کند
بلکه در کنج قفس همدلی یارم کند

دلم برات تنگه ... وقتی که بارون میاد و من بدون چتر ... تنها ... تنها و آرام ...
صبور و بردبار... خودم رو دست ابرای سیاه میدم... تا بر من ببارند... شاید کمی از درد فقدان تو رو از عمق دل و جون من بشورن و ببرن... اما ... اما میدونی که
فقط بیشتر دلم تنگ میشه ...

تو را دوست دارم
نگاهت را ، کلامت را و آغوش مهربانت را
تو را دوست دارم به اندازه تمام رنگهاي زيباي دنيا
نه کم است
به اندازه تمام زيباييهاي دنيا
نه باز هم کم است تو را به اندازه تمام دنيا دوست دارم
من تو را در تک تک ذرات وجودم لمس کردم
در هر نفسم عطرت را حس کردم و با هر ضربان قلبم عاشقانه تو را زندگي کردم
ديگر در پس کوچه های خاطراتت جستويم نکن ، مرا نخواهي يافت
که من در تو محو شدم
و چه درآميختن زيبايی
می خواهم خوشبختی را با تو تجربه کنم...
حتی اگر بدانم عمر اين خوشبختی نفسی بيش نيست...
نشسته ام تنها
در عمق تردیدهای خویش
باقصه های رود
باقصه های باد
آیاکسی
از دوردست خاطره می آید
یه آدم عاشق درمورداین عکس یه نظر بده
نظر شما راجب به این تصویر چی
بریزای اشک تنهایی برروی دفترم
امشب
برروی دفترم باخاطرات دلبرم
امشب
دعایش می کنم هرشب که ازیادم رود محرش
ولی آهسته می گویم خدایا بی اثر باشد
اگه عاشق شدن یک گناه است؟دل عاشق شکستن صدگناه است
دوستت دارم
من اینجا بس دلم تنگ و هر
سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم قدم درراه
بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هرکجا آیا همین رنگ است؟

آه . چه دنیای عجیب است این دنیا تو رفتی من اینجا غریب شدم!؟
است
ر کردن مشک
ل است...
رسم عشق وعاشقی اگه اینه
نمی خوام عاشق باشه اسمم
اگه اینه رسم عشق و رفاقت
نمی خوام قاطی عاشقا بشه وجودم
اگه تو به این میگی عاشقی
بدون عاشقی رو خاک کردی خیلی وقته
هرگز نمی گیرد کسی در قلب من جای تورا
هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تورا
هرگزنخواهددید چشمانم معشوقی مثل تورا
هرگز نمی برم از یادم خاطره های تورا
هرگز از یاد نمیبرم بوی پیراهن تورا
هرگز به خاک نمیروم مگر برم عشق تو را
تقدیم به گوشه نشین قلبم![]()
![]()
![]()

آدمها،
قطارها،
روی ریل حرکت می کنند، عاشق می شوند
فاجعه آغاز می شود.
شوق دیدار تو لبریز شد ار جام و جوم
شدم آن عشق دیوانه ای که بودم
********************************************************
شبی بی تو مهتاب باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال توگشتم
خواستم تا بکنم تیر ناهت ز دلم
تیر دگر بزد و دست و دلم بر هم دوخت
هر دیده دل جلوه گرت می بینم
هر لحظه به شکل دگرت می بینم
هر بار که در دیده دل می گذری
از بار دگر خوبترت می بینم

هر کس را غم خویشتن است ، دل این سوخته را

خوابم کن خرابم کن خرابم آبادی ویرانه اش با من
بیا با من به شهر عشق رو کن ، خانه اش با من
سلام ای غم ای هم زبون، مهربون دل
پر پرواز واکن چون پرستو لانه اش با من
سر هر سینه سری تکیه کند وقت وداع
سر ما وقت وداع بر سر دیوار دل است
*******************************************
اگر کسي مرا خواست بگوييد
رفته بارانها را تماشا کند
اگر کسی اصرار کرد بگویید
رفته توفانها را تماشا کند
و اگر سماجت کرد بگوييد
رفته است که ديگر باز نگردد
فریاد را جزاشک اه سحرگاه نیست
**************************************************************
به چشمانت بیاموز که هرکس ارزش دیدن ندارد
***************************************************************
من باصدای تو تورادر خود تکرار می کنم
تا شاید پیچک دل روح روئیدن باتو را باور کند
***********************************************************************************
هرکس به طریقی دل ما می شکندبیگانه جدا دوست جدا می شکند
بیگانه اگر می شکند حرفی نیست
از دوست بپرس که چرا می شکند
************************************************************************************
یه دفعه مثل یه شمع داشتی خاموش می شدی
اگر پروانه نبود تو فراموش می شدی
آره پروانه شدم که پروبالم سوخته شود
که آتیش دل تو تودلم افروخته شود
**********************************************************************************
اگه چشمات درشته کلاست منوکشته
**********************************************************************************
چه بهونه گیرشدی تازگیها
مگه عشقت ازدلم میره به این سادگیها
*************************************************************************************
نام =سرگردان/نام خانوادگی=آواره/نام مادر =غصه/محل سکونت=منطقه ممنوعه
*************************************************************************************
پرانتز باز می نویسم پرنده پرانتز را نمی بندم چون می خواهم پرنده ازاد باشد
*************************************************************************************
گلی دادم به دستت یادگاری/که تنها لایق این گل توبودی/هزارن خواستن از من بگیرنند/اما تنها عزیزم تو بودی
*******************************************************************************************
ای کاش غروب امشب به طلوع فردا نرسد
***********************************************************************************************
بعضی وقتا که میام سرروی شونت می زارم
تموم غصه ها رو از دل من برداری
اما این فقط یه خاب خاب پشت پنجره
وقت بیداری باز غم میشنه تو هنجره




